حسن سيد اشرفى
565
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
( وجوب ) هنگام اطلاق ( استعمال ) آن ( امر ) ، و تاييد مىكند اين ( بودن امر حقيقت در وجوب ) را قول خداوند متعال : « پس بايد پروا كنند كسانى كه مخالفت مىكنند از امر او » و قول رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله : اگر نبود اينكه سختگيرى مىكنم بر امّتم ، هرآينه امر مىكردم ايشان را به مسواك كردن ، و قول رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله : براى بريره بعد از سخن او ( بريره ) : « آيا امر مىكنى مرا يا رسول اللّه ؟ نه ، بلكه همانا من شفاعتكننده هستم » تا غير اين ( موارد ) و [ تاييد مىكند حقيقت بودن در وجوب را ] صحيح بودن احتجاج بر عبد و مؤاخذه كردنش ( عبد ) به مجرّد مخالفت كردن امر او ( حقّ تعالى ) و توبيخ كردنش ( عبد ) بر مجرّد مخالفت كردنش ( عبد ) چنان كه در قول خداوند متعال است : « چه چيزى منع كرد تو را اينكه سجده نكنى وقتى امر كردم تو را » . و تقسيم كردن آن ( امر ) به ايجابى و استحبابى همانا مىباشد ( تقسيم كردن ) قرينه بر اراده كردن معناى اعمّ از آن ( امر ) در مقام تقسيم كردنش ( امر ) و صحيح بودن استعمال در معنايى ، اعمّ است از بودنش ( استعمال ) بر نحو حقيقت ، چنان كه مخفى نمىباشد . و امّا آنچه كه افاده شده است از اينكه همانا استعمال در اين دو ( ايجابى و استحبابى ) ثابت است ، پس اگر نباشد ( امر ) وضع شده براى قدر مشترك بين اين دو ( وجوب و استحباب ) هرآينه لازم مىآيد اشتراك يا مجاز ، پس اين ( افاده شده ) مفيد نيست ، به دليل آنچه ( بيانى ) كه گذشت اشاره به آن ( بيان ) در جهت اوّل و در تعارض احوال ، پس مراجعه كن . و استدلال كردن به اينكه همانا عمل مندوب ، طاعت است و هر طاعتى پس آن ( هر طاعت ) مأمور به است ، در آن است آنچه ( اشكالى ) كه مخفى نمىباشد از منع كردن كبرى اگر اراده شود از مأمور به معناى حقيقىاش ( مأمور به ) و گرنه ( ارادهء معناى حقيقى نشده باشد ) فايده نمىدهد ( اراده نكردن معناى حقيقى مأمور به ) مدّعا را . نكات دستورى و توضيح واژگان و فيه فصول : ضمير در « فيه » به مقصد اوّل برگشته و فصول نيز جمع فصل بوده كه تعداد